روسو چه می گوید؟

گوستاو لانسون از اساتید دانشگاه پاریس در کتاب «تاریخ ادبیات» ذیل عنوان "روسو چه می گوید؟" می نویسد:

روسو می گوید: طبیعت انسان را نیکو خلق کرده ولی جامعه او را شریر تربیت کرده است.

طبیعت انسان را آزاد آفریده ولی جامعه از او بنده ساخته است.

طبیعت انسان را خوشبخت بار آورده ولی جامعه او را بد بخت و بیچاره کرده است

این سه قضیه مرتبط به هم، بیان یک حقیقت است؛ نسبت اجتماع به عالم طبیعت مانند نسبت شر است به خیر. تمام استدلالات روسو متکی به اصول فوق است.

پیشنهاد روسو به ما  این است که عظمت فکر و تکامل اخلاقی این آدم تربیت شده را محفوظ بدانیم و در عین حال خوش قلبی و آزادی و سعادتی را که انسان به طور طبیعی دارا بوده است به او مسترد کنیم پس راهی که باید برای بازگشت به حالت انسان طبیعی بپیماییم همین است و این احیا و تجدید به دو صورت ممکن است: تجدید فرد و تجدید جامعه

و تجدید فرد نیز به طریق اولی از جانب آموزش و پرورش انجام می گیرد.

وی در ادامه در خصوص امیل می نویسد:

امیل نسل مردان دوره اول انقلاب فرانسه را پرورش داد، چنانچه «لو مارکی دژیاردن» بچه های خود را بر فراز دکل کشتی می فرستاد تا غذایشان را آنجا بخورند و قوت قلب پیدا کنند.

تمام این نظریات چه از نظر ما خوب بیاد یا بد متعلق به خود روسو نیست بسیاری از این مطالب را از «مونتنی» و «لاک» و دیگران گرفته است،منتها روسو این اجزا و مصالح را به طرز شکیل و بدیعی با هم ترکیب کرده.

لوگران نیز در مقدمه ای که بر امیل نوشته قضاوتهایی را بر عقاید روسو در آموزش و پرورش دارد وی می نویسد:

روسو طبیعت را مبدا مطالعات خود قرار می دهد با وجود اینکه عقیده اش در مورد زندگی انسان طبیعی غلط است اصولی که اساس  آموزش و پرورش وی محسوب می شود کاملا صحیح است.

روسو عالم متهوری است و ابتکارهای بی اندازه ای به خرج می دهد ولی در یک موضوع خیلی محافظه کار است به عقیده او پرورش زن به هیچ عنوان نباید شبیه به پرورش مرد باشد او زنان دانشمند و فیلسوف را نمی پسندد و تساوی زن و مرد را غلط می داند به نظر او زن فقط مونس مهربانی برای مرد است این طرز فکر با عقاید امروز در خصوص زنان مباینت دارد.

ایراد دیگری که به روش روسو شده این است که روش او کند و گاهی هم دشوار است

به اعتقاد لوگران قرایت امیل تاثیر عجیبی بر انسان می گذارد آیا باید از این کتاب تمجید کرد یا تنقید ؟خواننده مردد است زیرا در این اثر معروف بسیاری افکار صحیح و عمیق می بیند در عین حال از بعضی مطالب کهنه و ساده و عجیب آن به نحوی آزرده خاطر هم می شود.

امیل تا اندازه ای دور از سنخ فکر امروزی است علتش هم این است که اغلب تخیلات روسو و نظریاتش برخلاف عقیده عمومی است البته بعضی از اشتباهات مردم آن عصر نیز در این امر دخیل است و این همه در این کتاب منعکس است.

به اعتقاد روسو پرورش بدن باید به پرورش اخلاقی و فرهنگی شاگرد کمک کند .

این روش خوب را موقوف می دارد و عمل را تشویق می کند باید از تمام آنچه کودک را احاطه کرده و از کوچک ترین رویدادهای روزمره اش طوری استفاده کرد که به تعلیم او کمک کند.

روسو در بخشی از کتاب خطاب به خواننده می نویسد:

آقایان،مربیها سعی کنید قبل از هر چیز شاگردان خود را بهتر بشناسید زیرا مطمین باشید که به روحیه آنها خوب آشنا نیستید اگر کتاب مرا بخوانید تصور می کنم برای شما مفید واقع شود.

در حقیقت من برای پرورش کودکان فقط راهی را که طبیعت می پیماید در نظر گرفته ام گمان می کنم ایرادهایی که به من گرفته اند راجع به همین موضوع است شاید تا حدی هم حق داشته باشند زیرا کتاب من به زعم آنان به افکار یک مربی خیالباف شباهت دارد تا به یک رساله آموزش و پرورش ولی چه کنم من در رتبطه به عقاید دیگران قلم فرسایی نمی کنم من فقط عقاید خود را می نویسم.

 

و لانسون در پایان اذعان می دارد:

با وجود بعضی اشتباه کاری ها نیروی اخلاقی بزرگی در کسانی که  به این شکل تحت تعلیم قرار می گیرند وجود دارد و عظمت این کتاب نیز در همین است آ ن که بر طبق دستورات این کتاب عمل کند دارای تربیتی خواهد بود که از بعضی لحاظ عجیب به نظر خواهد آمد؛ ولی نمی توان گفت بد تربیت می شود زیرا چنین کسی دارای فکری فعال و خلاق و شخصیتی بزرگ و وجدان اخلاقی والا خواهد شد

منبع:امیل – تالیف ژان ژاک روسو ترجمه غلامحسین زیرک زاده

/ 0 نظر / 44 بازدید