به اعتراف عده ای از جامعه شناسان؛ در جهان معاصر نحوه مقابله با ارزش ها از سوی دشمنان تغییر کرده است به گونه ای که عرصه جنگهای نظامی و لشکرکشی ها جای خود را به گستره رسانه هایی داده که تاثیر گذارترین آنها در جهان، زیر نظر سرویس های سازمان های امنیتی آمریکا، انگلیس و وابستگان به آنها فعالیت می کنند که مهم ترین تاثیر این شبکه ها القای نحوه سبک زندگی و تغییر الگوهای ارزشی ملت هاست.

که البته به زعم نگارنده تنها برخوردی توام با هوشیاری و بصورت گزینشی به این ابزار قدرتمند رسانه ای از سوی کشورها، ملت ها و مسوولان و توجه به تقابل نگاه بومی و رویکرد جهانی در طرح چنین موضوعاتی البته به دور از رویکرد افراط و تفریط و به چالش کشیدن کلیشه‏هاى جنسیتى ما را از موضع انفعال در این ورطه بیرون خواهد کشید.

 

و در این مقال سعی شده مناقشه‌برانگیزترین و انتقادی ترین موضوع این بحث که همان تصویر زن مدرن است مورد واکاوی قرار گیرد؛ رویکردی انتقادی از دگردیسی تصویر زن در جوامع و نادیده گرفتن شأن و منزلت او و تلاشی در جهت تبیین جایگاهش در جامعه و در نهایت واکاوی پارادایم های نظری موجود و طرح این ÷رسش که چگونه خوانش جامعه از چهره زن به عنوان موجودی لطیف، فداکار و مهرورز، منطقی، جویای عاطفه و متین به تصویری  غیرمنطقی‌، مجهول، هیجان زده‌ و کم‌تحمل‌ گردش داشته است.

 

فهیمی‌فر در مقاله «تصویر زن در آینة هنر مردسالاری» به خوبی به ترسیم تحول تصویر زن در آثار هنری اروپا پرداخته و سیر تاریخی تغییر نگرش‌‌های هنری به تصویر زن را مورد بررسی قرار می دهد و در نهایت به این نتیجه می رسد که نگاه هنرمندان به زن از نگاه اسطوره‌ای و اثیری آغاز و تحت تأثیر رنسانس اروپا و احاطه تفکر سکولاریسم بر اذهان هنرمندان، به نگاه و تصویری جنسیت‌گرا و ابزار گونه تبدیل شده است. این رویکرد کم‌کم سیطرة خود را بر تمام جهان گسترش داده و با توسعه رسانه‌های جمعی فرهنگ‌های دیگر را نیز تحت تأثیر قرار داده است» تاثیری که با گسترش و القای بی بند و باری، تسامح در رفتار جنسی و مسایل انحرافی- که بنیادی ترین نهاد جوامع   را نشانه گرفته- برایندی جز افزایش آمار طلاق، مصرف گرایی تغییر نحوه پوشش و در نهایت اضمحلال مقام و منزلت زن را در جوامع به همراه نداشته است .


اما حال که صحبت از تأثیر رنسانس اروپا و احاطه تفکر سکولاریسم بر اذهان هنرمندان شد اجازه دهید ریشه ای تر به این گفتمان متجدد ب÷ردازیم؛

شاید کندورسه, پانک هورست, مری آستل, آگوست کنت, جان استوارت میل - آنجا که در سال  1869نظریه برابرى زن و مرد در کتاب کنیزک کردن زنان (یا انقیاد زنان) را به پارلمان انگلستان پیشنهاد کرد- یا سن سیمون در فرمول معروف «بازگشت به طبیعت انسان» خود,ژان ژاک روسو در کتاب امیل،  کارل مارکس یا حتی مکاتب سیاسی مشرق زمین بویژه مکتب کوئومیتانگ چینی -که آزادی کامل زن را سرلوحه برنامه‌های نظری خود قرار دادند- گمان نمی کردند که تلاشهایشان در این زمینه روزی بدان جا برسد که  لیزابت بدنتر فیلسوف و تاریخ دان فرانسوى در آخرین کتابش با عنوان «بیراهه» با پشت کردن به گذشته فمینیستى خود، به ویژه فمینیسم آمریکایى را به شدت به انتقاد کشیده و آنها را متهم به «سطحى نگرى هاى ضد مرد» ، «مظلوم نمایى هاى آگاهانه» و عدم توجه به تحول روابط میان جنسیت ها کند.

نحله فکری ای که با آرزوی اعطای شان و منزلت انسانی به زن شروع شد و در بیراهه های فیمینسم لیبرال- که با تاسی از فلسفه لیبرالیسم، اصل را بر آزادى عملکردها، لذتجویى و رضایت‏خود محورانه قرار داده‏اند و نسبت‏به نقش مادرى و همسرى (از آن رو که محدود کننده تمایلات افراد خانواده است) بدبین هستند و معتقدند که با اصلاح قوانین و ساختار سیاسى و اجتماعى جامعه مى‏توان به اهداف برابرى طلبانه رسید -یا فمینیسم رادیکال - که ریشه فرودستى زنان را نه در وضع قوانین، بلکه در تمام حوزه‏هاى حیات انسانى زنان می دانست- یا قرائتهاى پست مدرن از فمینیسم - که به نوعى، نقد فمینیسم است و روابطى که بر زنان تحمیل مى‏شود  را موجب بردگى زن در طول تاریخ می داند; نه امورى مانند ازدواج و نقش مادرى را- آبدیده شد و اکنون به جایی رسیده که به قول معروف با ÷نبه سر این تفکر را می برند و زنان با کلاهی که این جریانات به اصطلاح متجدد امروزی بر سرشان گذاشته غریق بحر مواج مدرنیت و این خزعبلات شده اند زنی که تا قبل از این جریاناتی که به قول خودشان به داد زن به عنوان یک موجود انسانی رسید تنها زیر سقف خانه اش مورد ظلم قرار می گرفت امروز با شانش در حد تبلیغ یک شام÷و یا ماشین و ...سقوط کرده است و گواه مدعایم دراعتراض نهادهای بین‌المللی در استفاده تبلیغاتی از زنان ایتالیایی است که  در آخرین گزارش ملی این کشور به CEDAW در سال ۲۰۰۵ کمیته رفع تمام اشکال تبعیض علیه زنان از عدم اتخاذ تدابیری جهت اجرایی کردن برخی از خواسته‌هایش در باب موضوعاتی که قبلاً در ملاحظات نهایی کمیته در سال ۱۹۹۷ بیان شده بود به ویژه مسائل مربوط به مشارکت ضعیف زنان در سطوح سیاسی و دولتی و فقدان برنامه‌هایی با هدف حذف کلیشه‌های جنسیتی و تشویق مردان به مشارکت مساوی در خانه که هنوز حل نشده و باقی مانده است، ابراز نگرانی کرد.

کمیته ای که نگران است  فقدان تعریفی صحیح از اصطلاح " تبعیض علیه زنان " سبب درک نادرست این بیانیه در موضوع برابری واقعی زنان و مردان و در میان نمایندگان دولتی و قضایی شود.

همچنین این کمیته از ادامه و شیوع رفتارهای کلیسایی و پیشداوری‌های ریشه‌دار درباره نقش‌ها و مسئولیت‌های زنان و مردان در خانواده و جامعه ابراز نگرانی و عنوان کرده است این کلیشه‌ها موقعیت اجتماعی زن را شکننده کرده و مانع بزرگی در راه کنوانسیون ایجاد می‌کند؛ جایگاه مغفول زن در برخی زمینه‌ها به ویژه در بازار کار و در عرصه‌ سیاسی و اجتماعی نیز ناشی از همین کلیشه‌هاست، به‌ علاوه این کمیته به شدت از معرفی زن در رسانه‌ها و تبلیغات به‌ عنوان یک شی جنسی در نقش‌های کلیشه‌ای اعلام نگرانی کرد.

کمیته از تعداد بسیار اندک زنان در پست‌های سیاسی و دولتی، مؤسساتی که اعضای آنها از طریق رأی گیری انتخاب می‌شوند، دستگاه قضایی و سطح بین‌المللی، عمیقاً ابراز نگرانی کرد همچنین سقوط آمار مشارکت سیاسی زنان در سطح ملی و طی سال‌های اخیر که این کشور را در اروپا در ردیف ضعیفت‌ترین ها قرار می‌دهد موجب نگرانی ویژه کمیته شده است.

کمیته رفع تمام اشکال تبعیض علیه زنان با نگرانی، عواملی که باعث حاشیه‌نشینی شدید زنان به خصوص در بازار کار شده است را خاطر نشان ساخت و مطرح کرد حضور ضعیف آنان در مشاغل مسئولیتی و بالعکس اشتغال در شاخه‌هایی که دستمزد‌های بسیار پایین دارند و در مشاغل پاره‌وقت، تفاوت قابل ملاحظه‌ در دستمزد‌ زنان و مردان و عدم اجرای اصل برابری در رفتار برای دستیابی به مشاغل با ارزش یکسان، نمونه‌های مختلف این مسئله است.

همچنین  از ناکافی بودن داده‌ها و اطلاعات درباره نتایج سیاست‌های مربوط به سلامت زنان، به ویژه نتایج خصوصی سازی نظام بهداشت در سلامت زنان و نتایج اقدامات انجام گرفته در زمینه کاهش آمار سزارین و سرطان و فقدان آمار تحلیلی در زمینه ارائه خدمات بهداشتی به زنان مسن و زنان جنوب کشور این کمیته نگرانی خود را اعلام کرد.
در اینجا بی مناسبت نمی بینم اگر به بخش کوتاهی از کتاب جنس ضعیف نوشته ی اوریانا فالاچی اشاره کنم او می نویسد: هرچقدر توی فروشگاه‌های توکیو لباسای دوخت فرانسه بفروشن، هر چقدر توی خیابونای بمبئی درباره‌ی عظمت زنا شعار بدن؛ حتی اگر دانش‌کده‌های نظامیِ پکن دراشون رو روی زنا باز کرده باشن…بازم دعوای بین زن ومرد باقی می‌مونه، چون زن زنه و مَرد، مرد…
«زنای تموم دنیا مثل همن»
اینو راکوماری آمریت کور –عاقل ترین زن دنیا-  بالای یکی از تپه های دهلی گفت.
واقعا حق با اون نیست؟
وقتی به اوضاع زنای دور تا دور دنیا فکر می‌کنم، می‌بینم اکثرشون دارن تو باتلاق اشتباه و بی خبری دست وپا می‌زنن . هیچ کدوم اون جوری که باید به خوش‌بختی و زندگی خوبی که حق اوناس نرسیدن.
 من نمی‌تونستم بین غم دیدن عروس بدبخت کراچی و غم تماشای پاهای کوچیک زنای چینی فرق بزارم و بگم از اون یکی ناراحت‌کننده تر بود. نمی‌تونستم بفهمم زندگی ِ زنای قایق‌نشین هنگ‌کنگ وحشتناک‌تره یا این زن آمریکایی که داشت سعی می‌کرد یه مرد خواب‌آلود ایتالیایی رو تو دام بندازه!
 به نظرم اغلب زنای دنیا دارن راه غلطی رو می‌رن که فقط به عذاب و بدبختی ختم می‌شه!
کلمه‌ها‌ی پیشرفت و استقلال این روزا به دهن همه‌ی زنای دنیا افتاده. هرجای دنیا که رفتم به همین دوتا کلمه برخوردم که مثل سقز تو دهن همه نشخوار می‌شد، بدون اینکه فکر کنن ممکنه باعث دلدرد بشه!

حال که تا اینجا ÷یش آمدیم اجازه دهید از شیوه ای دیگر از این بهره کشی یاد کنیم؛ همه ما گفته های وزیر خارجه سابق رژیم صهیونیستی را به یاد داریم زنی که به روابط نامشروع و غیراخلاقی خود با دیپلمات ارشد فلسطینی و رئیس هیأت فلسطینی مذاکره کننده عضو سازمان آزادیبخش فلسطین با اسرائیل و دبیرکل کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین اعتراف کرد.

و وقیحانه تر اینکه روزنامه الدیار لبنان در این ارتباط نوشت که این نماینده سابق کنست اسرائیل گفته است که در این ارتباط از خاخام بزرگ اسرائیل طلب اذن و اجازه کرده وخاخام بزرگ نیز درباره وی فتوا داده که زیپی می‌تواند با بیگانگان روابط نامشروع داشته باشد به شرط آنکه این امر به منافع اسرائیل خدمت کند.

و این در حالی است که تزیپی لیونی که متولد سال ۱۹۵۸ میلادی در سرزمین های اشغالی است دومین زن در تاریخ اسرائیل است که توانسته است به مسند وزارت خارجه تکیه کنداما به چه قیمتی؟

در عرصه فرهنگی هم می خوانیم که براساس تحقیقات جدیدی که توسط دانشگاه کالیفرنیای جنوبی انجام شده، در صنعت سینمای هالیوود، زنان در پست‌های مهم پشت دوربین نسبت به مردان نقش بسیار کم‌رنگ‌تری دارند، در حالی که استفاده ابزاری از آنها در نقش‌های غیر‌اخلاقی به شدت رواج یافته است.

این مطلب را  خبرگزاری فارس به نقل از سایت سینمایی اواردز دیلی، منتشر کرده که در آن آمده است: مردان بخش عظیمی از عرصه‌های مهم سینمایی همچون نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی را تحت کنترل خود دارند و با چنین اوضاعی اعتراض بازیگران زن برای عدم حضورشان در نقش‌های مهم، امر چندان دور از انتظاری نیست.
دانشگاه کالیفرنیای جنوبی برای این تحقیق، 100 فیلم سینمایی ساخته شده در سال 2008 میلادی را مورد بررسی قرار داد و در نهایت به این نتیجه رسید که تنها 8 درصد از کارگردانان این 100 فیلم زن بوده و 92 درصد باقی مانده همگی مرد بوده‌اند.
همچنین آمار زنان در عرصه‌های نویسندگی و تهیه‌کنندگی به ترتیب تنها 13.6 درصد و 19.1 درصد بوده است، این آمار نشان می‌دهد که نسبت حضور زنان به مردان نسبت غیرقابل قبولی است.
بنا براین گزارش،‌ همچنین در این تحقیق آمده است که در هالیوود همچنان از زنان بالاخص گروه سنی 13 تا 20 سال به عنوان یک ابزار جنسی استفاده می‌شود و برخلاف دیگر عرصه‌ها از آنان در نقش‌های غیراخلاقی استفاده می‌شود.
استفاده ابزاری در زنان در نقش‌های غیراخلاقی در حالی به وفور شایع است که بازیگران زن همیشه نسبت به عدم پیشنهاد نقش‌های مهم سینمایی به خود گلایه‌مندند!

و یا در رسوایی دیگری که به نقل از بی بی سی فارسی آمده است؛ می خوانیم : « استفاده از زنان و اندام آنها برای فروش و تبلیغ کالا در دنیای امروز به امری عادی تبدیل شده است. اما مقاله‌ای که به تازگی در 'نشریه اروپایی روانشناسی اجتماعی' منتشر شده، پشتوانه‌ای علمی برای این موضوع ارائه کرده!»

و در این میان هستند عده ای که با تکرار گزاره هایی اعتباری و و ضعی  مبنی بر برهنگی و خودنمایی تنها ÷ارادایم روشن خود را بر غریزه جنسی مردان و خودنمایی زنان تعریف می کنند آنها که  ماندگان در عصر برزخی میان سنت و مدرنیته را با طرح تنافی هایی مورد هجمه قرار داده اند.

اینجاست که از منظر یک داور منصف تنها سازوکار برون رفت از این مهلکه تحصیل مصلحت آن هم با نگاهی معطوف به جهان بینی و فلسفه و فرهنگ جوامع مختلف است جوامعی که با ید تلاش کنند با بومی سازی مظاهر فرهنگ بیگانه از این گسست غیر قابل انکار  عبور کنند چرا که می بینیم در این میان برخی از همه جا بی خبر هر روز در حال نوشتن انشایی هستند که موضوع و حتی متنش را نیز همین سردمداران و ÷یشگامان آزادی زن تنظیم کرده اند و آنها بی خبر از همه جا همچنان با حلوا حلوا کردن شعار آزادی برابری و ... به شیرین شدن کامشان امید بسته اند

استاد شهید مرتضی مطهری فیلسوف،متکلم و مفسر قران و از نظریه ÷ردازان انقلاب در برخى از فصول کتاب [نظام حقوق زن در اسلام‏]در باره «منابع حقوق طبیعى» چه زیبا بیان می کند که در این نهضت عمداً یا سهواً «تساوى» به جاى «تشابه» به کار رفت و «برابرى» با «همانندى» یکى شمرده شد، «کیفیت» تحت‏الشعاع «کمیت» قرار گرفت، «انسان» بودن زن موجب فراموشى «زن» بودن وى گردید....
شک نیست که قرن ما یک سلسله بدبختى‏ها از زن گرفت، ولى سخن در این است که یک سلسله بدبختى‏هاى دیگر براى او ارمغان آورد. چرا؟ آیا زن محکوم است به یکى از این دو سختى و جبراً باید یکى را انتخاب کند؟ یا هیچ مانعى ندارد که هم بدبختى‏هاى قدیم خود را طرد کند و هم بدبختى‏هاى جدید را؟

 

دکتر شریعتی نویسنده جامعه شناس و تاریخ شناس و پژوهشگر دینی واز مبارزان و فعالان مذهبی و سیاسی و از نظریه‌پردازان انقلاب نیز در وصیت نامه خود خطاب به دخترانش می نویسد:
{دختر} دو راه بیشتر در پیش ندارد و به تعبیر درست دو بیراهه {که یکی از آنها این است که}یا تمام ارزشهای متعالیش در اسافل اعضایش خلاصه شدن، و عروسکی برای بازی ابله‌ها و یا کالایی برای بازار کسبه مدرن و خلاصه دستگاهی برای مصرف کالاهای سرمایه‌داری فرنگ شدن که یعنی زن روشنفکر متجدّد. اما وقتی کسی از انسان بودن خارج شود، دیگر چه فرقی دارد که یک جغد باشد یا یک چغوک. یک آفتابه شود یا یک کاغذ مستراح. مستراح شرقی گردد، یا مستراح فرنگی


چارلی چا÷لین یکی از نوابغ مسلم سینما به دخترش جرالدین که از میان  7 یا 8 بچه او و اونااونیل استعدادبازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است نیز  نامه ای نوشت که به زعم عده ای در شمار زیبا ترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می کند وی می نویسد:

 

برهنگی بیماری عصرماست ومن پیرم و شاید که حرفهای خنده دار می زنم.اما به گمان من تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری. بدنیست اگراندیشه های تو دراین باره مال ده سال پیش باشد،مال دوران پوشیدگی ! نترس! این ده سال تو را پیرترنخواهد کرد.به هر حال امیدوارم که تو آخرین نفری باشی که تبعه جزیره لختیها می شوی.

و دست آخر نزار قبانی که در میان شاعران عرب به شاعر زن شهرت یافته است در شعری می گوید:

ﺗﻮ ﺭﺍ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﻫﻢ
ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻤﺪﻥ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ
ﺷﻌﺮ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ 
ﺳﺎﻗﻪ‌ﯼ ﮔﻨﺪﻡ
ﺷﯿﺸﻪ‌ﯼ ﻋﻄﺮ

ﺣﺘﯽ ﭘﺎﺭﯾﺲ – ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ
ﻭ ﺑﯿﺮﻭﺕ – ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺯﺧﻢ‌ﻫﺎﯾﺶ – ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﻌﺮ ﺑﺴﺮﺍﯾﻨﺪ
ﺯﻥ ﺑﺎﺵ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﻨﺪ
ﺯﻥ ﺑﺎش

ﻧﺰﺍﺭ ﻗﺒﺎﻧﯽ

 

نظام حقوق زن در اسلام استاد مطهری

فرازهایی از وصیت نامه دکتر شریعتی

«تصویر زن در آینة هنر مردسالاری» فهیمی‌فر

هویت جنسیت ناصر فکوهی

جنس ضعیف اوریانا فالاچی

خبرگزاری دانشجویان ایران

خبرگزاری فارس

ماهنامه رواق اندیشه فروردین 83

فایرستون دیالکتیک جنسیت

 


رویا جدیدی

دانشجوی کارشناسی ارشد علوم تربیتی