خلاصه کتاب «هر دانش آموزی می تواند موفق شود» نوشته «ویلیام گلاسر » ترجمه «مهرداد فیروز بخت»

به گفته نویسنده این کتاب بعد از چهار کتاب قبلی اش در خصوص تعلیم و تربیت، مکمل چارچوب نظری اش است که بعد از کتاب «نظریه انتخاب» به رشته تحریر درآمده است.

وی اذعان دارد که مدارس کیفی گلاسر نشان داده اند که اجرای نظریاتش در این کتاب قابل اجراست

گلاسر  معتقد است در این مدارس تمام کلاسها به صورت کیفی اداره می شوند و تمام دانش آموزانش بر پرورش قابلیت متمرکزند.

تقریبا تمام پیشنهادات این  کتاب در خصوص تغییر دادن خود است  و ناخشنودی به زعم نویسنده آن عدم رضایت از زندگی است؛ وی معتقد است در ناخشنودی اولین چیزی که به ذهن می رسد این است که چه کسی مقصر است و فرد این موضوع را دستاویزی قرار می دهد برای عوض کردن شرایط اطراف؛در حالی که در این هنگام تنها چیزی که باید عوض شود فقط خود فرد است

گلاسر در ادامه از «انتقاد،سرزنش،غر،تهدید،تنبیه و تطمیع» به عنوان هفت عادت مضر در ارتباطات و بالاخص مدارس مبتنی بر نظام ارزش گذاری abcdf یاد می کند و می افزاید:ما در این مدارس با جدا کردن فارغ التحصیلی از قابلیت طرز فکر تربیتی غلطی را رواج می دهیم.

گلاسر می نویسد:نتایج آزمون ها نشان می دهد که دبستانیها مستعد دریافت  نمرات بالاتری هستند چرا که هم کلاس درس کوچک تر است و همین امر باعث شده تا دانش آموزان ارتباط عمیق تری با معلم برقرار کنند

همچنین وی با استناد به آزمون استنفورد 9 که در کالیفرنیا برگزار شده می افزاید: در مدارس مرفه به دلیل برخورداری از کلاسهای بهتر، وسایل، کتابها و کامپیوتر شاهد عملکرد بهتری در دانش آموزان هستیم.

فاصله گرفتن از کنترل بیرونی(هفت عادت اشتباه) و رویکرد به سمت نظریه انتخاب (دلسوزی،گوش کردن،حمایت،مساعدت،دلگرمی،اعتمادکردن،دوستی) نکته ای است که کلاسهای کیفی گلاسر را از بقیه متفاوت می کند

وی معتقد است براورده نشدن پنج نیاز (بقا،عشق و تعلق خاطر،قدرت،آزادی و تفریح) باعث بروز ناخرسندی ما از زندگی خواهد شد

همانطور که کارکنان مدرسه آیکمن (مبتنی بر نظریه انتخاب) محیطی مبتنی بر این نظریه را به وجود آوردند و تعلیم و تربیت در این مدرسه به معنای فراگیری دانش است

به زعم این نویسنده تعلیم و تربیت به معنای استفاده از دانش و بهبود آن است به نحوی که با یافته های مربوط به طرز کار مغز و عصر اطلاعات همخوانی داشته باشد

در این کتاب آموزش مدرسه ای مبتنی بر محاسبه دستی تکراری و حفظ کردن اطلاعات بارزترین مصداق کنترل بیرونی است

تعریف نویسنده این کتاب از مدیر موفق این است که وی در پاسخ به دانش اموز سرکش اذعان می کند که از تو می خواهم این کار را انجام دهی اگر قبول نداری حاضرم دلیل بیاورم قبول دارم که دوست داری انجام ندهی چون ممکن است خسته کننده باشد با این حال من دلیل خوبی برای انجام آن دارم

مدیریت با احترام و ملاحظه جواب می دهد و قطعا کیفیت کار با میزان کنار آمدن کارمندان با مدیر رابطه مستقیم دارد

و کلام آخر اینکه در کلاس مبتنی بر قابلیت حل مسِله و کاربرد دانش اهمیت دارد...